ژاله آموزگار –
دكتر در ادبيات پهلوي
رساله هاي كامل
آثار به نثر
1 و 2 ـ صددر نثر و صددر بندهش
اين دو رساله با اينكه غالبا با هم گفته مي شوند و سبك نگارش
آنها نيز تقريبا يكي است، در يك عصر نوشته نشده اند، زمان صددر
نثر قديمتر است. ما تاريخ دقيقي براي نگارش آنها نمي توانيم
ذكر كنيم جز اينكه قبل از 900 هجري، تاريخ به نظم كشيده شدن
صددر نظم، نوشته شده اند. ولي اگر به سبك لغات و نحوه نگارش
اين دو كتاب دقت بيشتري شود مي توان زمان آنها را عقب تر برد
و حتي جزء آثار اوليه منثور فارسي قرار داد.
دابار1
عقيده دارد كه صددر بندهش ناميست كه بعدها به اين كتاب داده
شده و نام اوليه آن بنا بر كلماتي كه كتاب با آن شروع مي شود
شايست ناشايست بوده است. اما بهرحال اين كتاب با كتاب «شايست
ناشايست» كه يكي ديگر از آثار زردشتي به نثر فارسي است فرق دارد.
مطالب «صددر بندهش» مفصلتر و از لحاظ افسانه هاي مذهبي غني تر
از «صددر نثر» است مثلا در فصل 20 آن از گرشاسب و حوادث مربوط
به آن صحبت مي كند، فصل 35 اختصاص به حوادث فرزندان آينده زردشت،
اوشيدر، اوشيدر ماه و سوشيانت دارد. . .
ولي بطور كلي ساير مطالب اين دو كتاب حاوي دستورات مذهبي، تطهير،
تشريفات در مراسم مختلف مذهبي، سفارشات اخلاقي و غيره مي باشد،
و يكي از مهمترين كتب دستورات ديني زردشتيان به شمار مي آيد.
سبك آنها ساده است و تاثير ادبيات پهلوي و اوستايي ديده مي شود.
اين دو كتاب در «روايات داراب هرمزديار» آمده است2
و در 1909 در بمبئي چاپ شده است3
. نمونه هايي از آن نقل مي شود :
صددر نثر، قسمتي از فصل 62
. . . اهرمن گجسته چون مينوي راستي بديد سه هزار سال بيهوش
افتاده بود. از بيم راستي سر بر نمي توانست گرفتن و از بيم راستي
نيارست در اين جهان آمدن. و هر چيزي كه تو در آن نظر مي كني
كه بر جاي مانده است، چون تحقيق آن بازجويي به راستي مانده باشد.
صددر بندهش فصل 9
اندر دين گويد كه اين جهان مانند ابراست كه يك ساعت بگذرد پايندگي
در وي نباشد و نيك و بد بسرآيد. پس طلب آنجاي بايد كردن كه هميشه
آنجاي بايد بودن و اگر راحت و خوشي باشد هرگز به نگذرد و اگر
رنج و اندوها باشد به پايان نرسد، نه آنچه گذرنده باشد دانايان
غم آن خورند.
3ـ علماي اسلام
عنوان رساله ايست به نثر در دو روايت. روايت اول شرح مناظره
ايست بين موبدان بهدينان و علماي اسلام كه ضمن آن اساس دين زردشت
مورد بحث قرار گرفته و از اصول آن دفاع شده است و نقايص مذاهب
ديگر، البته نه بطور علني، ذكر گرديده. به عنوان مثال : 4
«اين هم جنگ و عداوت و گفتگوي و كشش و كوشش يك به ديگر و بيماري
و تباهي كه به مردم مي رسد و ناسپاسي و خونخواري و بلاها كه
در جهان است از كيست و از كجا ميآيد؟ اگر گويند فعل ابليس نيست
بگويند كه فعل كيست؟. . . »
در روايات دوم نيز بهمچنين از اصول مذهب و آخرت و اعتقادات سخن
مي گويد و شرح مي دهد كه در اوستا و زند چه موضوعاتي به ميان
مي آيد. نمونه اي از آن : 5
«. . . مي گويند كه خورشيد گرد زمين مي گردد و بهرجا كه
خورشيد مي رود چون اينجا كه مائيم آسمان و ستارگان است . . .
»
در «روايات داراب هرمزديار» آمده6
و بلوشه آن را در سال 1898 به فرانسه ترجمه كرد7
و در ضمن دلايلي عرضه كرد در مورد اينكه نگارش كتاب قديمي است
و احتمال از پهلوي ترجمه شده است.
4ـ بهمن يشت
تقريبا همان مطالبي را شامل است كه در زند و هومن يسن پهلوي
راجع به آن گفتگو ميشود. اصل داستان اين طور شروع مي شود كه
اورمزد به زردشت خرد «هروسپ آگاه» مي دهد و او آنچه با اين خرد
مي بيند نقل مي كند. اصل افسانه اي زندگي زردشت، پيشگوئيهايي
براي آينده. جريانات هزاره ها، طبقات چهارگانه مردم، در ضمن
آن آماده است و تشبيهات جالبي دارد و در آخر با اصل پهلوي اختلافاتي
دارد : در تاريخ 866 (1496 ميلادي) به پايان رسيده و در «روايات
داراب هرمزديار آمده است8
.
نمونه اي از آن : 9
«اورمزد زرتشت پرسيد كه چه ديدي اندرين خرد هروسپ آگاه. زرتشت
گفت كه اي دادار وه افزوني، ديدم كساني كه خواست داشتند به گيتي
و تن نكوهيده بودند و روان ايشان در دوزخ بود، دل من بسوخت .
. . »
5 ـ سوگند نامه
اين رساله ضمن بحث در مطالب ديني راجع به سوگندها، گواه گرفتن،
شهادت دادن و نحوه آن نيز گفتگو مي كند و از قضاوتهاي دوران
پيش، چون ريختن روي گداخته بر سينه آذرباد و گذشتن سياوش از
آتش و نظاير آن سخن مي گويد و در مورد پيمان نشكستن سفارشات
فراواني مي كند. بعضي از مطالب آن در اين مورد با مطالب كتابهاي
«صددر نثر» و «صددر بندهشن» يكسان است. در ابتدا مراسم سوگندهاي
ساده شرح داده شده و در آخر از مراسم تشريفاتي سوگند خوردن بحث
گرديده است. در «روايات داراب هرمزديار» آمده10
.
نمونه اي از آن :11
« . . . من كه فلان بن فلان، سوگند مي خورم پيش دادار اورمزد
ريومند و پيش بهمن امشاسفند و اين بند دين كه بر ميان دارم و
پيش ارديبهشت امشاسفند كه در پيش دارم و پيش شهريور امشاسفند
كه در دست دارم و پيش اسفندارمذ امشاسفند كه پاي من بروي دارم
و پيش مهر و سروش و رشن امشاسفندان كه من خبر ندارم . . .
»
6ـ شايست ناشايست
اثريست كه از موضوعات مختلف مذهبي، آفرينش، جدال بين نيك و بد،
گناهان، كرفه ها، رنج روان گرشاسب و جمشيد، ازدواج، طلاق و هزاره
ها صحبت مي كند و با همان كلماتي كه صددر نثر شروع شده شروع
مي شود. در مورد اصل و قدمت آن اطلاعي در دست نيست، وست12
معتقد است كه نبايد زياد قديمي باشد. نسخه آن در آكسفرد موجود
است 13.
7ـ جاماسب نامه
مطالبش تقريبا همان مطالب جاماسب نامك پهلوي است اما ترتيب آن
با اصل پهلوي فرق دارد. شامل سوالها و جوابهاي رد و بدل شده
بين گشتاسب و جاماسب مي باشد و در آن از حوادث شاهان قبل و بعد
از گشتاسب، حمله تازيان، پيشگويي در مورد قحطي و سرانجام از
اوشيدر و اوشيدر ماه و ساوسيوش (سياوش) كه رستگاري همگاني را
موجب خواهند شد گفتگو شده است. اين اثر همراه با اصل پهلوي و
پازند و ترجمه به انگليسي و گجراتي منتشر گرديده14
.
نمونه اي از آن 15:
«. . . و در آن بد ايام بادهاي سرد و بادهاي گرم بسيار جهد و
شب باران زيانكار آيد و زمستان سردتر و تابستان گرم تر و زمستان
از تابستان پيدا نبود. و مردمي كه او را فرزنداست به چشم خوار
دارند و آن كس را كه فرزند نيست ستايش كنند . . . »
8ـ احكام جاماسب حكيم
اين رساله با شرح آفرينش و آسمان و زمين و ساير موجودات شروع
مي شود و در طالع زردشت و ساير مردان معروفي كه تاريخ را به
وجود آورده اند نظير موسي، عيسي، محمد، اسكند، مزدك، ابومسلم،
بابك خرم دين و غيره صحبت مي كند و هر چه به زمان خود نزديكتر
مي گردد نام شخصيت هاي بيشتر و با جزئيات بيشتري به چشم مي خورد.
او از سلطان محمود و پسرش مسعود و طغرل و چند حاكم ناشناس ديگر
نيز نام مي برد.
در «روايات داراب هرمزديار» آمده16
و نسخه اي خطي از آن در كتابخانه ملي پاريس است17
كه چون يك كتاب اسلامي عرضه شده كه با بسم الله شروع مي شود.
نمونه اي از آن : 18
« . . . اگر من هر آينده اي ياد كنم سخن دراز شود و از مقصود
بازمانم، مختصر ياد كنم. اما هر مردي دين نو آرد يا ملك نو گيرد
آن را بگفتم و از ديگرها دست بدارم كه حالهاي عالم بتمامي صفت
نتوان كرد . . . »
9ـ مينو خرد
ترجمه مينو خرد پهلوي به نثر فارسي است قطعاتي از آن را در «روايات
داراب هرمزديار مي توان يافت19
. نسخه اي از آن در كتابخانه ملي پاريس هست20
و همچنين وست نسخه هايي از آن را كه در مونيخ21
و لندن22
است شرح مي دهد23
.
نمونه اي از سبك آن :24
« . . . پرسيد دانا از مينو خرد، و هشت چون چند، همستگان چون
و چند، دوزخ چون و چند و اشون اندر بهشت چون و چند . . . »
10ـ كتاب دادار بن داد دخت
در اين رساله25
شرح داده مي شود كه چگونه شاپور اردشيران از امپراطور روم تقاضاي
ارسال كتابهاي يوناني پزشكي و علمي از آثار سقوط و ارسطو مي
كند. اين كتابها همراه يونانيان تعليم يافته در اين رشته به
ايران فرستاده مي شوند. ايشان از موبد دادار بن داد دخت سوالات
متعددي در زمينه علم و مذهب مي كنند و جوابهاي مناسبي دريافت
مي نمايند، و سرانجام موبد از ايشان دو سوال راجع به اصل نيكي
و بدي مي كند كه ايشان در بهت فرو رفته و از جواب عاجز مي مانند
و عاقبت مي پذيرند كه دانش پارسيان بر ايشان برتري دارد و اين
موضوع شاه را بسيار خوشحال مي كند.
نسخه از آن در موزه بريتانيا وجود دارد26
و وست27
همچنين از نسخه اي كه در مونيخ هست نام مي برد.
11ـ وجود كرد ديني
اين رساله از دو قسمت تشكيل مي شود : قسمت اول فارسي آميخته
با پازنداست كه سبك آن را پيچيده و مطالبش را نامفهوم مي كند
و تشريفاتي را كه در موقعيت هاي مختلف بايد انجام داد شرح مي
دهد. قسمت دوم شامل سوال ها و جوابها درباره مسائل ديني است.
دو نسخه از آن كه از لحاظ ترتيب مطالب فرق مختصري با هم دارند
در كتابخانه ملي پاريس موجود است28
.
12ـ فرخ نامه
در داستان اول مختصري از سلطنت قباد سخن مي گويد و بعد به روي
كار آمدن انوشيروان را شرح مي دهد و روابط او را با يونان حكيم
دانشمند و مغضوب دربار قباد توصيف مي كند. ضمن آن نامه هاي حكيمانه
اي كه بين يونان و شاه رد و بدل شده نيز آمده است و شرح داده
شده كه چگونه يونان مورد بي مهري قرار مي گيرد و در آتشكدههاي
خود را پنهان مي سازد تا زماني كه سرانجام سوئ تفاهم رفع و جزو
يكي از مشاورين بسيار نزديك شاه قرار مي گيرد. در «روايات داراب
هرمزديار» آمده است29
.
نمونه اي از آن : 30
« . . . روزي از يونان پرسيد كه مرا سخن بنماي، خردگيرم، دين
ورزم و روان رهانم از دوزخ. يونان گفت جاويد زياد، با هر كس
دوست باش، اينت خرد، به همه كس آن خواه كه به خود خواهي، اينت
دين، و هر چند كه بتواني كردن نيكي كن، اينت برهاند روان از
دوزخ . . . بفرمود تا دهن يونان پر از گوهر كردند . . . »
13ـ داستان مرغوزن نوشيروان
مامون سعي مي كند كه قصر انوشيروان را درهم كوبد و به علت استحكام
آن موفق نمي شود و سرانجام از انديشه نابجاي خود پشيمان مي گردد،
پيرمردي او را به مزار انوشيروان رهبري مي كند و او انوشيروان
را مي بيند كه با ابهتي تمام نشسته و لوحه اي بر روي زانوان
دارد و بر روي لوحه تمام اين حوادث نوشته شده است. در «روايات
داراب هرمزديار» آمده است 31.
نمونه اي از آن : 32
« . . . چون به درِ مرغوزن رسيدند، دست سوي در كردند تا در گشايند،
بيش از آن در گشاده شد و باز كرده شد، پس چون مامون حسن سهل
و احمد خالد و پير مرغوزن اندر شدند و چون مامون را چشم بر روي
انوشيروان افتاد هيبتي به دلش اندر آمد چنان پنداشت كه زنده
است . . . »
14ـ زردشت نامه
روايتي از زرتشت نامه منظوم است به نثر با ابياتي كه در بين
آنها نقش شده. وست33
اطلاع از وجود نسخه اي از آن را در اكسفرد34
مي دهد.
15ـ ارداويراف نامه
داستان معروف ارداويراف نامه است به نثر فارسي در سبكي ساده.
نسخه كاملي از آن در كتابخانه ملي پاريس موجود است35
و بنا به نوشته وست36
نسخه ناقصي از اين ارداويراف نامه منثور در مونيخ هست37
.
1-
Introduction, pp. Ix, x «صد در نثر و صد در بندهشن» Dhabhar
2-
جلد اول صفحات
61-67 و 96 و 147-151 و غيره.
جلد
دوم صفحات 415-399
و غيره.
3-
Bombay 1909 صددر نثر و صددر بندهشن Dhabhar.
4-
روايات داراب هرمزديار ،جلد دوم، ص 73
5-
روايات داراب هرمزديار ،جلد دوم، ص 85
6-
جلد دوم، صفحات 72-86
7-
E. Blochet, "Le Livre intitule
l'Oulama i
Islam" , La revue de l'histoire des religions, Paris
1898.
8-
جلد دوم، صفحات 86-96
9-
جلد دوم، ص 87
10-
جلد اول، صفحات 45-55
11-
جلد اول، ص 46
12-
West "The Modern…" See Page
115.
13-
تحت شماره 56,116 در Ouseley Collection in the Bodleian Library
at Oxford.
14-
J.J. Modi The Jamaspi, Bomboy 1903
15-
ص 83 همان كتاب
16-
جلد دوم صفحات 101-130
17-
تحت شماره Supplement Persan 1091
18-
روايات داراب هرمزديار، جلد دوم، ص 121
19-
جلد اول صفحات 268-270 ؛ جلد دوم صفحات 59-61 و 259-266
20-
تحت شماره 1191 Supplement Persan ورقهاي 136-138
21-
تحت شماره 7 در Haug's Collection in staatsbibliothek Munchen
22-
تحت شماره 2769 در Mss. In India Office Library at London
23-
West "The Modern…" See Page
122.
24-
روايات داراب هرمزديار، جلددوم، ص 59
25-
تحت شماره Add 8994 ورقهاي 104-139 ؛
نك : G.Rieu
, Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum,
P. 653.
26-
West, op. Cit. See Page 177.
27-
تحت شماره 7 در Haug's Collection in Staatsbibliothek Munchen
ورق 188
28-
تحت شماره هاي 41 Supplement Persan و 1191 Supp. Per ورقهاي
111-114
29-
جلد دوم، صفحات 232-240
30-
جلد دوم، ص 236
31-
جلد دوم، صفحات 240-243
32-
جلد دوم، ص 242
33-
West "The Modern… " See Page
112
34-
تحت شماره 259 در Fraser Collection in the Bodleian Library
at Oxford.
35-
تحت شماره 47 Supplement Persan ورقهاي 41-54
36-
West, op. Cit.
37-
تحت شماره 7 Haug's Collection Staatsbibliothek Minchen.